تبليغاتX
.::Najvaye MalaKot ::.

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 

زنده نگه داشتن ياد شهدا كمتر از شهادت نيست                                                                           مهم ترين امتيازهاي شهداي ما نسبت به كساني كه در ساير كشورها در راه آرمان هاي خود فداكاري مي كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است

اینان مسافران وادی عرفان و سالکان طریق معنایند!
لوگوي من
پايگاه فرهنگي مذهبي نجواي ملكوت


چهار دیپلمات
پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
امتداد
راهیان نور

" type="application/x-shockwave-flash" name="obj1" width="120" height="210" quality="Best" scale="NoBorder" wmode="transparent" menu="false">

زندگينامه سردار شهيد محمود قلندري

سردار شهید محمود قلندري در خانواده اي کشاورز در روستاي کوچکي به نام حسنلو از توابع شهرستان نقده ، در تابستان 1340 به دنيا آمد . او هفتمين فرزند خانواده جعفر قلي و زينب ببري بود . در سن 6 سالگي در مدرسه ابتدائي جاويد حسنلو تحصيلات خود را آغاز کرد و پس از به پايان بردن دوره ابتدائي براي ادامه تحصيل خانواده خود را ترک کرد و به نقده رفت و در مدرسه راهنمائي امير کبير مشغول به تحصيل شد . در کنار تحصيل کلاسيک ، در کلاسهاي احاديث قرآن که در مساجد و مجامع مذهبي برگزار مي شد ، شرکت مي کرد و از اعضاي ثابت اينگونه جلسات به شمار مي رفت . پس از به پايان رساندن دوره راهنمائي به علت علاقه به فنن و مهارتهاي فني در هنرستان فني باهنر ثبت نام کرد و ادامه تحصيل داد . اين دوران با آغاز طليعه هاي انقلاب مصادف بود و از اين زمان خصوصاً بعد از قيام 29 بهمن 1356 تبريز ، فعاليتهاي محمود قلندري گسترش يافت و فعاليتهاي وي سبب شد که بارها از کلاس و مدرسه اخراج گردد . از جمله اين فعاليتها تشکيل انجمن اسلامي در هنرستان ، ايراد سخنراني در مساجد و محافل ، تشکيل کانون اسلامي حسنلو و بخش محمديار ، پخش اعلاميه هاي حضرت امام خميني (ره) و کارهاي تبليغي و فرهنگي براي جذب جوانان به تشکلهاي مذهبي را مي توان نام برد . منزل پدر را به پايگاه و محل حرکت و تجمع جوانان مسلمان تبديل کرده بود و با اطلاعات عميق و گسترده خود از آثار انقلابي و سياسي و عرفاني جوانان را جذب کرد . با پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل سپاه پاسداران به خدمت سپاه درآمد و فعاليتهاي جديدي را آغاز کرد . او حتي اوقات فراغت خود را نيز در سپاه مي گذراند و همراه ديگر جوانان مسلمان در کارهاي مختلف مانند شن ريزي ، کانال کشي ، کمک به کارهاي کشاورزي و آباداني روستا شرکت مي کرد . با شروع جنگ تحميلي همراه عده اي عازم جبهه شد و همزمان به تحصيلات خود ادامه داد . بعد از اتمام دوره متوسطه هنرستان با شرکت در کنکور سراسري در رشته کارداني راه و ساختمان و انستيتو تبريز پذيرفته شد . در اين دوران مسئوليت پذيرش سپاه و فرماندهي نيروهاي طرح لبيک را بر عهده داشت و در سازماندهي اين نيروها در نقده نقش مهمي ايفا کرد . محمود قلندري در کنار تحصيل در دانشگاه و ساير فعاليتهاي اجتماعي حضوري فعال در جبهه ها داشت و در عمليات رزمي شرکت مي کرد و فرماندهي گردانهاي طارق و قائم را بر عهده داشت . او فرماندهي شجاع و متواضع بود و هميشه در نوک پيکان عملياتها حاضر بود و خطرناکترين مأموريتها را براي خود انتخاب مي کرد . در اواخر ارديبهشت ماه 1365 به همراه کاروان کربلاي 3 براي حفظ و حراست از دستاوردهاي عمليات والفجر 8 به جبهه جنوب و منطقه فاو رهسپار شد و بعد از مدت زيادي حضور در منطقه عملياتي از ناحيه پهلو به طور سطحي زخمي شد و به پشت جبهه اعزام گرديد . اما پس از دو روز با مشاهده شرارتهاي دشمن بعثي در منطقه عملياتي حاج عمران به همراه يک گردان که فرماندهي آن را بر عهده داشت از نقده به منطقه عزيمت کرد و در کنار ديگر نيروهاي طرح لبيک شهرستان نقده به نبرد با دشمن پرداخت . در صبحگاه روز پنجشنبه اول خرداد ماه 1365 مصادف با دوازدهم رمضان پس از اينکه تا اذان صبح نبرد کرد و پس از اقامه نماز صبح ، وصيتنامه خود را نوشت که متن کامل آن به قرار زير است :

 

 

وصیتنامه سردار شهید محمود قلندری :

« بسم رب الشهداء و الصديقين»

 شهادت آخرين و برترين معراج انسانيت است و آن مخصوص بندگان شايسته خداوند است و راهي که من برگزيده ام کاملترين راه و اصلي ترين راه است . راهي که انبياء و عترت پيامبر نيز همان را بشارت داده اند . جهاد در راه خدا براي نابودي ظلم و ستم و برقراري عدل الهي ، مبارزه با جهل و ناداني ، مبارزه با متجاوزين تا رهائي کامل انسان از بند اسارت و شما اي خانواده مهربان من افتخار کنيد به فرزندتان که بالاخره خود را يافت و به سوي مقصدش شتافت و شما را مبادا گريه بر من که دشمنان شاد مي شوند . اشک بريزيد اما براي رضاي خدا و آمرزش خودتان که شما نيز شهيد بميريد و شفاعت شما را از يگانه معبود خواهانم . اميدوارم مرا ببخشيد که نتوانستم در حد خود خدمتي برايتان انجام دهم . خداوندا مرا ببخشاي که در زنده بودنم نتوانستم خدمتي در راه تو و براي احياي آئين بحق تو بکنم . اميدوارم با شهادت افتخار آفرين خود خدمتي کرده باشم . سپاس خداي را که به ما چگونه زيستن و چگونه مردن را آموخت . پروردگارا بر ما پايداري را فرو ريز و ما را مسلمان بميران و مرا به درستي درآور و به راستي برآور و از سوي خويش تواني و نيرومندي برايمان قرار ده و از سوي خويش به ما همت عطا کن و بر ما وسيله رشد و هدايت کامل را فراهم ساز . اي خداي من ! سينه ام را بگشاي و کارم را آسان کن و گره از زبان باز کن تا سخنانم را دريابند . خداوندا عذاب دوزخ را از ما دور گردان که شکنجه آن سخت گيرنده است . امت شهيد پرور حزب اللهي امام را دعا کنيد و به دستورات خداگونه اش عمل بکنيد و هرگز اتحاد و وحدت خودتان را با روحانيون مبارز قطع نسازيد . مطيع امر مولاي خويش باشيد که پيروزي شما در سايه رهبري خداگونه امام و وحدت شما مسلمين با روحانيون مبارز و هميشه در صحنه است . خدايا خدايا ستاره ها رفتند ، تو خورشيد را نگهدار . بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد . لاحول و لاقوه الابالله العلي العظيم . اللهم اياک نعبد و اياک نستعين و قدترما اَن فيه ففرح اني يا کريم يا الله بمظلوميت علي اصغر به قهاريت پروردگار عالميان و به برّندگي ذوالفقار مولاي مؤمنين . الهي به اميد تو و با توکل به تو . »

 محمود قلندري پس از اتمام وصيتنامه ، آن را امضا کرد و از جا بر خواست و همراه بي سيم چي خود به عزم سرکوب دشمن از سنگر خارج شد . پس از چند دقيقه تيراندازي به سوي دشمن بر اثر اصابت خمپاره ، در حالي که رو به قبله داشت از ناحيه سر به شدت زخمي شد و دستش قطع گرديد و لحظاتي بعد به شهادت رسيد . پيکرش را در گلزار شهداي شهرستان نقده به خاک سپردند .  

 نوشته شده توسط مدير وبلاگ سه شنبه 12 آبان1388 |  
تمامي حقوق مطالب ، تصاوير و طرح قالب براي وبلاگ نجواي ملكوت محفوظ مي باشد
 
All Rights Reserved 2009-2010 © by   NajvayeMalakot Design:Abed Suldozian