|
|
![]() |
|
![]() |
||
|
|
|
|||
|
|
||||
![]()
اینان مسافران وادی عرفان و سالکان طریق معنایند!
دوشنبه 16 شهریور1388 سه شنبه بيست و سوم تير سه شنبه پانزدهم اردیبهشت یکشنبه سیزدهم اردیبهشت شنبه دوازدهم اردیبهشت جمعه یازدهم اردیبهشت جمعه یازدهم اردیبهشت پنجشنبه دهم اردیبهشت دوشنبه هفتم اردیبهشت
پايگاه مذهبي قرب
جشـــنواره سيــمرغ سايت خبري سلدوز نيوز سایت جامع دفـاع مقدس پايگاه اطـلاع رساني تبـيان بنیاد شهید و امور ایثــارگران وب سايت مهندسي فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پايگاه اطلاع رساني فرهنگ ايثار شهيد دكتر مصطفي چمران |
سردار شهید محمود قلندري در خانواده اي کشاورز در روستاي کوچکي به نام حسنلو از توابع شهرستان نقده ، در تابستان 1340 به دنيا آمد . او هفتمين فرزند خانواده جعفر قلي و زينب ببري بود . در سن 6 سالگي در مدرسه ابتدائي جاويد حسنلو تحصيلات خود را آغاز کرد و پس از به پايان بردن دوره ابتدائي براي ادامه تحصيل خانواده خود را ترک کرد و به نقده رفت و در مدرسه راهنمائي امير کبير مشغول به تحصيل شد . در کنار تحصيل کلاسيک ، در کلاسهاي احاديث قرآن که در مساجد و مجامع مذهبي برگزار مي شد ، شرکت مي کرد و از اعضاي ثابت اينگونه جلسات به شمار مي رفت . پس از به پايان رساندن دوره راهنمائي به علت علاقه به فنن و مهارتهاي فني در هنرستان فني باهنر ثبت نام کرد و ادامه تحصيل داد . اين دوران با آغاز طليعه هاي انقلاب مصادف بود و از اين زمان خصوصاً بعد از قيام 29 بهمن 1356 تبريز ، فعاليتهاي محمود قلندري گسترش يافت و فعاليتهاي وي سبب شد که بارها از کلاس و مدرسه اخراج گردد . از جمله اين فعاليتها تشکيل انجمن اسلامي در هنرستان ، ايراد سخنراني در مساجد و محافل ، تشکيل کانون اسلامي حسنلو و بخش محمديار ، پخش اعلاميه هاي حضرت امام خميني (ره) و کارهاي تبليغي و فرهنگي براي جذب جوانان به تشکلهاي مذهبي را مي توان نام برد . منزل پدر را به پايگاه و محل حرکت و تجمع جوانان مسلمان تبديل کرده بود و با اطلاعات عميق و گسترده خود از آثار انقلابي و سياسي و عرفاني جوانان را جذب کرد . با پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل سپاه پاسداران به خدمت سپاه درآمد و فعاليتهاي جديدي را آغاز کرد . او حتي اوقات فراغت خود را نيز در سپاه مي گذراند و همراه ديگر جوانان مسلمان در کارهاي مختلف مانند شن ريزي ، کانال کشي ، کمک به کارهاي کشاورزي و آباداني روستا شرکت مي کرد . با شروع جنگ تحميلي همراه عده اي عازم جبهه شد و همزمان به تحصيلات خود ادامه داد . بعد از اتمام دوره متوسطه هنرستان با شرکت در کنکور سراسري در رشته کارداني راه و ساختمان و انستيتو تبريز پذيرفته شد . در اين دوران مسئوليت پذيرش سپاه و فرماندهي نيروهاي طرح لبيک را بر عهده داشت و در سازماندهي اين نيروها در نقده نقش مهمي ايفا کرد . محمود قلندري در کنار تحصيل در دانشگاه و ساير فعاليتهاي اجتماعي حضوري فعال در جبهه ها داشت و در عمليات رزمي شرکت مي کرد و فرماندهي گردانهاي طارق و قائم را بر عهده داشت . او فرماندهي شجاع و متواضع بود و هميشه در نوک پيکان عملياتها حاضر بود و خطرناکترين مأموريتها را براي خود انتخاب مي کرد . در اواخر ارديبهشت ماه 1365 به همراه کاروان کربلاي 3 براي حفظ و حراست از دستاوردهاي عمليات والفجر 8 به جبهه جنوب و منطقه فاو رهسپار شد و بعد از مدت زيادي حضور در منطقه عملياتي از ناحيه پهلو به طور سطحي زخمي شد و به پشت جبهه اعزام گرديد . اما پس از دو روز با مشاهده شرارتهاي دشمن بعثي در منطقه عملياتي حاج عمران به همراه يک گردان که فرماندهي آن را بر عهده داشت از نقده به منطقه عزيمت کرد و در کنار ديگر نيروهاي طرح لبيک شهرستان نقده به نبرد با دشمن پرداخت . در صبحگاه روز پنجشنبه اول خرداد ماه 1365 مصادف با دوازدهم رمضان پس از اينکه تا اذان صبح نبرد کرد و پس از اقامه نماز صبح ، وصيتنامه خود را نوشت که متن کامل آن به قرار زير است :
وصیتنامه سردار شهید محمود قلندری : « بسم رب الشهداء و الصديقين» شهادت آخرين و برترين معراج انسانيت است و آن مخصوص بندگان شايسته خداوند است و راهي که من برگزيده ام کاملترين راه و اصلي ترين راه است . راهي که انبياء و عترت پيامبر نيز همان را بشارت داده اند . جهاد در راه خدا براي نابودي ظلم و ستم و برقراري عدل الهي ، مبارزه با جهل و ناداني ، مبارزه با متجاوزين تا رهائي کامل انسان از بند اسارت و شما اي خانواده مهربان من افتخار کنيد به فرزندتان که بالاخره خود را يافت و به سوي مقصدش شتافت و شما را مبادا گريه بر من که دشمنان شاد مي شوند . اشک بريزيد اما براي رضاي خدا و آمرزش خودتان که شما نيز شهيد بميريد و شفاعت شما را از يگانه معبود خواهانم . اميدوارم مرا ببخشيد که نتوانستم در حد خود خدمتي برايتان انجام دهم . خداوندا مرا ببخشاي که در زنده بودنم نتوانستم خدمتي در راه تو و براي احياي آئين بحق تو بکنم . اميدوارم با شهادت افتخار آفرين خود خدمتي کرده باشم . سپاس خداي را که به ما چگونه زيستن و چگونه مردن را آموخت . پروردگارا بر ما پايداري را فرو ريز و ما را مسلمان بميران و مرا به درستي درآور و به راستي برآور و از سوي خويش تواني و نيرومندي برايمان قرار ده و از سوي خويش به ما همت عطا کن و بر ما وسيله رشد و هدايت کامل را فراهم ساز . اي خداي من ! سينه ام را بگشاي و کارم را آسان کن و گره از زبان باز کن تا سخنانم را دريابند . خداوندا عذاب دوزخ را از ما دور گردان که شکنجه آن سخت گيرنده است . امت شهيد پرور حزب اللهي امام را دعا کنيد و به دستورات خداگونه اش عمل بکنيد و هرگز اتحاد و وحدت خودتان را با روحانيون مبارز قطع نسازيد . مطيع امر مولاي خويش باشيد که پيروزي شما در سايه رهبري خداگونه امام و وحدت شما مسلمين با روحانيون مبارز و هميشه در صحنه است . خدايا خدايا ستاره ها رفتند ، تو خورشيد را نگهدار . بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد . لاحول و لاقوه الابالله العلي العظيم . اللهم اياک نعبد و اياک نستعين و قدترما اَن فيه ففرح اني يا کريم يا الله بمظلوميت علي اصغر به قهاريت پروردگار عالميان و به برّندگي ذوالفقار مولاي مؤمنين . الهي به اميد تو و با توکل به تو . » محمود قلندري پس از اتمام وصيتنامه ، آن را امضا کرد و از جا بر خواست و همراه بي سيم چي خود به عزم سرکوب دشمن از سنگر خارج شد . پس از چند دقيقه تيراندازي به سوي دشمن بر اثر اصابت خمپاره ، در حالي که رو به قبله داشت از ناحيه سر به شدت زخمي شد و دستش قطع گرديد و لحظاتي بعد به شهادت رسيد . پيکرش را در گلزار شهداي شهرستان نقده به خاک سپردند . قرآن كريم آيات متعددي دربارة فضيلت «جهاد و شهادت» در راه خدا ذكر ميفرمايد كه به ذكر پارهاي از آنها ميپردازيم. ادامه مطلب حضرت امام خميني (ره) در پيامي به مناسبت شهادت ايشان ميفرمايند:
ولادتآيت الله العظمي محمد بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه، در شهر مذهبي فومن واقع دراستان گيلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و از اوان كودكي طعم تلخ يتيمي را چشيد. درباره نام آيت الله بهجت خاطره اي شيرين از يكي از نزديكان آقا نقل شده است كه ذكر آن در اينجا جالب مينمايد، و آن اينكه: پدر آيت الله بهجت در سن 16-17 سالگي بر اثر بيماري وبا در بستر بيماري مي افتد و حالش بد مي شود به گونه اي كه اميد زنده ماندن او از بين مي رود وي مي گفت: در آن حال ناگهان صدايي شنيدم كه گفت:« با ايشان كاري نداشته باشيد، زيرا ايشان پدر محمد تقي است. » ادامه مطلب
الله اكبر اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله
خداوندا فقط ميخواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت ميخواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق. نميدانم چه بايد كرد، فقط ميدانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت ميباشد. واقعاً جايي براي خودم نمييابم هر موقع آماده ميشوم چند كلمهاي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نميدانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد ميكرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين. راستي چه بگويم، سينهام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود ميدانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب ماندهام و دوران سخت را بايد تحمل كنم. اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم. گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا ميبيني، دوست دارم بنده باشم، بندگيام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا ميكنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني ميباشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر ميكنم، ميبينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم. خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردن، بندة خوب نبود،... ديگر... حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه ميكنم. از درد سختي كه تمام وجودم را ميگيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بيمنتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم ميدهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيقام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي. منزل ظهر جمعه 6/4/82 بــه پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقی است منبع : سایت بهداروند
شهید مطهری؛ آموزگار علم و اخلاق
ادامه مطلب
نحوه شهادت
اصل مقاومت و پایداری – همان طور که امام فرمودند – نباید فراموش شود که بیم آن میرود زحمات شهدا به هدر رود؛ اگر چه آنها به سعادت رسیدند اما این ما هستیم که آزمایش میشویم. من با تمام وجود این اعتقاد را دارم که شناخت و مبارزه با جریانهایی که بین مسلمین شایع شده و سعی در به انحراف کشیدن انقلاب از خط اصیل و مکتبی آن دارد، به مراتب حساس تر و سخت تر از مبارزه با رژیم صدام و آمریکاست؛ وصیتم به برادران این است که سعی کنند توده مردم را که عاشق انقلاب هستند از نظر اعتقادی و سیاسی آماده کنند تا بتوانند کادرهای صادق انقلاب را شناسایی کنند و عناصری را که جریانهای انحرافی دارند بشناسند که شناخت مردم در تداوم انقلاب، حیاتی است.
اخوى; بيا يه دستى به چراغاى ماشين بزن.
- شرمنده، كار دارم. دستم بنده. برو فردا بيا. - بايد همين امشب برم خط. بى چراغ كه نمى شه. - ميبينى كه، دارم لباس هام رو مى شورم. الآنم كه ديگه هوا داره تاريك ميشه. برو فردا بيا، مخلصتم هستم، خودم درستش مى كنم. - اصلاً من لباس هاى تو رو مى شورم. تو هم چراغ ماشين من رو درست كن. هرچقدر بهش گفت «آقامهدى! به خدا شرمندم. ببخشيد. نمى خواد بشورى.» گفتم «ما با هم قرارداد بستيم. برو سرِ كارِت بذار منم كارم رو بكنم.»
تقویم جدید موبایل نگار سال 1388 به صورت جاوا : دانلود تقویم اسلامی سال 88 : این برنامه دارای گرافیک و امکانات فوق العاده بالا میباشد و به صورت جاوا تولید و عرضه شده است . این برنامه همانگونه که ذکر شد در اکثر گوشی هایی که از فرمت جاوا ژشتیبانی موکنند قابل نصب است. . برخي از ويژگيهاي نرم افزار تقویم اسلامی گوشی همراه : - نمايش تقويم هجري شمسي، هجري قمري و ميلادي به همراه مناسبت ها پسورد : www.3erat.com
شهید سید مرتضی آوینی
شهید احمدرضا احدی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید حمیدرضا نظام
شهید حاج ابراهیم همت
شهید سید مجتبی علمدار
محمود قلندري در خانواده اي کشاورز در روستاي کوچکي به نام حسنلو از توابع شهرستان نقده ، در تابستان 1340 به دنيا آمد . او هفتمين فرزند خانواده جعفر قلي و زينب ببري بود . در سن 6 سالگي در مدرسه ابتدائي جاويد حسنلو تحصيلات خود را آغاز کرد و پس از به پيايان بردن دوره ابتدائي براي ادامه تحصيل خانواده خود را ترک کرد و به نقده رفت و در مدرسه راهنمائي امير کبير مشغول به تحصيل شد . در کنار تحصيل کلاسيک ، در کلاسهاي احاديث قرآن که در مساجد و مجامع مذهبي برگزار مي شد ، شرکت مي کرد و از اعضاي ثابت اينگونه جلسات به شمار مي رفت ادامه مطلب « پدر جان ، برادران ديني و ملت گرامي و امام عزيزم ! هنگام شهادت چشم مرا باز بگذاريد تا نگويند کور کورانه رفته ، بلکه بدانند با آگاهي کامل اين راه از حسين (ع) و خميني ياد گرفته و يادم داده اند . دهانم را باز بگذاريد تا نگويند چون بدون هدف بود بلکه بدانند در آخرين نفس کلمه گهربار لااله الا الله و الله اکبر ، خميني رهبر بر زبانم جاري بود . گوشم را باز بگذاريد تا بدانند تمامي نواي مظلومان جهان را مي شنيدم و کاملاً درک مي کردم . مشتهايم را گره کرده بگذاريد تا نگويند سرباز خميني و نوکر حسين (ع) يا ابوالفضل (ع) تسليم شد ، بلکه بدانند تا آخرين نفس زير رگبار مسلسلها مردانه همچون آقايم ابوالفضل (ع) ايستادم تا براي دينم پيکر پاره پاره ام را به زمين افکنند ... » تيري كه به طرف دشمن رها ميكنيد...
شهيدجوادگلمحمدي در15سالگي مسئول انجمن اسلامي هنرستان شهيدباهنرنقده بودوقتي به جبهه جنوب اعزام شديم مداوم تكرار ميكردخداوند ميفرمايد:تيري راكه به دشمن شليك ميكنيد خداآنراهدايت ميكندشمافقط شليك ميكنيد.وقتي عمليات فتح المبين شروع شدتنگه رقابيه آزادگشت معناي سخن اوراخوبتر متوجه شديم. خدايا24000كشته واسير وزخمي صداميان كاركيست؟باديدن اين همه تلفات اوبازآيه«مارِميت اذرميت»را تكرارميكرد و به ماهم توصيه ميكرد ادامه مطلب
اي شهيدان
ما بعد از شما هيچ نكرديم!!! لباس هاي خاكي تان را در ميدان هاي مين و لابه لاي سيم خاردارها رها كرديم،عهدمان را شكستيم و دعاي عهد را فراموش كرديم،زمان ندبه و سمات را گم كرديم. شربت هاي صلواتي را با نسيان بر زمين ريختيم و به عطش خنديديم. بر تصاوير نوراني تان روي ديوارهاي شهر رنگ غفلت پاشيديم و پوستر تبليغاتي نصب كرديم. تاول شيميايي را از ياد برديم و غيرت ها را به بهايي اندك فروختيم... عشق را به بازي گرفتيم و از خونهايتان به راحتي گذشتيم... اما باز هم اميدي هست!!! آري ! تا ولايت هست هنوز اميد داريم
اين روزها اگر به برادر يا خواهر كوچكتر خود بگوييم جومونگ كيست؟ چه جوابي به ما مي دهد؟ جومونگ در ذهن او يك اسطوره است.
منبع:ساقی میکده شهيد كيست؟
يكي از نشانه هاي برجسته و بزرگ در راه تكامل انسان مانند: عشق، وفاداري، ايثار، فداكاري، و ديگر مواردي كه انسان را از محيط مادي خود متمايز مي كند؛ شهادت است. طبق فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي (ع) ، انسانها به دو دسته تقسيم شده اند: اهل دنيا و اهل آخرت.
ادامه مطلب
برخی میپرسند عبارت «وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ» که پس از صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده میشود، آیا در احادیث معصومان(علیهم السلام) وارد شده و مَنصوص است و یا از چیزهایی است که علاقهمندان و ارادتمندان به آقا امام زمان علیه السلام، خودشان، پس از صلوات، آن را اضافه کردهاند؟ در پاسخ به این پرسش، به حدیث زیر توجه کنید که امام صادق علیه السلام میفرمایند: «مَنْ قالَ بَعدَ صَلوةِ الْفَجْرِ و بَعدَ صَلوةِ الظُّهرِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ حَتّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ مِن اَلِ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله و سلم؛ هر کس پس از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»، از دنیا نمیرود مگر آن که قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) را درک میکند. (1) منبع: سفینة البحار، حاج شیخ عباس قمّی، ج 2، ص49.
با پيروزي انقلاب به اتفاق شهيدان محمد منتظري، غلامرضا صالحي، غلامرضا يزداني، در ديماه سال 1358 به سوريه رفت. تصميم داشت همراه با گروههاي فلسطيني آموزشهاي چريکي را در کنار سازمانهاي فعال فلسطيني طي کرده و در جرگه مبارزان عليه رژيم صهيونيستي قرار بگيرد. اما حوادث کردستان او را مجبور به بازگشت به ايران نمود. کاظمي به همراه سرلشگر رحيم صفوي و شهيد خرازي صادقانه تلاش کردند تا امنيت به کردستان بازگردد.
ادامه مطلب شهيد حسن شفيعزاده در مرداد سال ۱۳۳۶ ه.ش در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد گرديده و تحت تربيت پدر و مادري مومن، متدين و مقلد امام پرورش يافت، از همان كودكي در مجالس ديني از جمله برنامههاي سوگواري امام حسين (ع) حضور داشت و عشق خدمتگذاري به آستان شهيد پرور حضرت اباعبدالله (ع) در عمق وجودش ريشه دوانيد. سادگي، بيآلايشي و گذشت او در سنين كودكي زبانزد همه بود. حق را ميگفت ولو به ضررش تمام ميشد. در محله شاخص و محور همسالان خود بود. به مسجد كه ميرفت چون بزرگترها عمل مينمود و از جمله كساني بود كه در پذيرايي عزاداران حسيني نقش فعالي داشت. ادامه مطلب غاده چمران، همسرلبنانی شهید چمران، در نخستین کتاب از مجموعه «نیمه پنهان ماه» روایتی صمیمی و شاعرانه از آشنایی، ازدواج و همراهیاش با دکتر چمران در لبنان و ایران دارد که خواندنی است.
در ویژه نامهای که به شهید دکترچمران اختصاص دارد، دریغ بود که یاد و خاطرهای از «غاده» همسر فداکار و مهربان این شهید قهرمان نباشد؛ به همین دلیل بخشی از کتاب «چمران به روایت همسرشهید» را که به کوشش خانم حبیبه جعفریان و انتشارات «روایت فتح» فراهم شده است، برای این ویژهنامه برگزیدهایم که میخوانید.
ادامه مطلب
اینبار سایت تخصصی مذهبی موبایل و دانلود نرم افزار و برنامه های مذهبی موبایل گاری عکس و والپیپر موبایل را تهیه کرده است . این عکس های مذهبی گوشی موبایل کاملا جدید و با سایز ۲۴۰*۳۲۰ طراحی و در اختیار کاربران محترم قرار گرفته است با تشکر از این وب سایت.
دانلود گاری ۲۰ عکس مذهبی گوشی موبایل پسورد : www.3erat.com
دانلود نرم افزار راهنمای حرم مطهر امام هشتم علی ابن موسی الرضا (ع) مخصوص موبایل : اینبار سایت تخصصی نرم افزار مذهبی موبایل ، نرم افزار راهنمای حرم امام رضا (ع) مناسب برای زائرین محترم مشهد مقدس که به صورت جاوا و برای گوشیهایی که از این فرمت پلتفرم پشتیبانی میکنند ارائه شده است. برخی قابلیتهای این نرم افزار راهنمای حرم امام رضا ( ویژه گوشی موبایل ) : - اطلاعاتی در رابطه با تاریخچه ی حرم امام رضا (ع)
دانلود نرم افزار راهنمای حرم امام رضا (ع) پسورد : www.3erat.com
مرحوم شيخ صدوق به نقل از حاكم بيهقى حكايت كند:
روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى شسته بود، ضمن فرمايشاتى فرمود: در دنيا هيچ نعمت واقعى و حقيقى وجود ندارد. بعضى از دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: ياابن رسول اللّه ! پس اين آيه شريفه قرآن ((لتسئلنّ يومئذٍ عن النّعيم ))(14) كه مقصود آب سرد و گوارا مى باشد، را چه مى گوئى ؟ ادامه مطلب
معمولاً شام بچهها در جبهه خوراک سبک و سادهای بود مثل نان و پنیر و خیار و گوجه که به خاطر شباهت رنگ آنها به سه رنگ پرچم ایران (سبز و سفید و قرمز) معروف به غذای پرچم بود. سپهبد علی صیاد شیرازی که در زمان جنگ فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران را به عهده داشت در جریان حمله منافقین نیز نقش اساسی ایفا نمود و به عنوان فرمانده عملیات مرصاد در برابر تجاوز منافقین به میهن اسلامی ایستاد. به گزارش خبرگزاری حیات ، متن زیر نحوه وقوع این عملیات از زبان وی است: ادامه مطلب به نام خداوند هستي بخش و خالق آنچه در آسمان ها و زمين است اکنون که در جبهه حق عليه باطل هستم بر آن شدم تا وصيتي داشته باشم به خانواده و ديگر آشنايان، اولين سخن را با پدرم دارم و از او عذر مي خواهم که در اين مدت کوتاه زندگي گاهي اوقات با وي بدرفتاري مي کردم و با بعضي از کارهايش مخالفت مي ورزيدم. به هرحال اميدوارم به علت جواني خطاهاي مرا ببخشي و از اينکه در بحراني ترين ايام کار تنهايت گذاشتم بر من نديده بگيري. مرا ببخش تا خدا از من راضي شود. ادامه مطلب |
هفته دوم آبان 1388
هفته سوم شهریور 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388
|